نامه پنجم

خرید بک لینک
یا سریع الرضاقطره اشکِ افتاده روی صفحه ی تلفن همراهم را پاک میکنم و سرم را میچسبانم به دیوار و زیر لب میگویم " ز حد گذشت جدایی میانِ ما ای دوست! "، صدای تلوزیون بلند میشود " آمدم ای شااااه پناهم بده" و دوباره زیر سقفِ اتاق کوچکم باران میگیرد، این روز ها همه چیز و همه جا دست به دست هم داده اند و دل ما را توی مشتشان فشار میدهند تا تنگ تر و تنگ تر شود. همینطور که اشک هایم را تند تند پاک میکنم به نامه پنجم...

ما را در سایت نامه پنجم دنبال می‌کنید

برچسب: نامه,بیست, نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 14:55

یا خلیل من لا خلیل لهبه ابراهیم (ع) فکر میکنم، به حرف هایش با "آزر" ، به روز بزرگِ شکستنِ بُت ها، به حرف هایش با ستاره و ماه و خورشید پرست ها، به هم رنگ جماعت نشدن هایش آن هم در سنّی که یک جوان بیشتر از هرچیز به مقبول بودن در اجتماع نیاز دارد، به زندگی پر فراز و نشیبش با ساره و هاجر، به روزی که زن و فرزندش را در بیابان رها کرد و رفت، به روزی که دستور رسید میوه ی دلش را، جوان دلبندش را قربانی ک نامه پنجم...

ما را در سایت نامه پنجم دنبال می‌کنید

برچسب: نامه,بیست, نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: شنبه 25 شهريور 1396 ساعت: 14:55

صفحه بندی